خرید بک لینک
محمدجعفر مصفا یا اکهارت تُله ایرانمصفا در کتاب " تفکر زائد "، مثلِ " اکهارت تُله " میاندیشد:یکی دیگر از طرحهای فکر برای فرار از واقعیات این است که انسان را از زمانِ'>زمانِ حاضر که تنها زمانِ واقعی است غافل نگه میدارد و او را در دو زمانِ موهوم ذهنی و غیرواقعی، یعنی زمان گذشته و آینده مشغول میدارد. زمانِ حاضر تنها زمانی است که حرکت زندگی در آن واقع میشود. و انسانی که در لحظه حاضر زندگی نمیکند اصولا در زندگی نیست. زندگی را از دست داده است. مشغولیت فکر در زمان به معنای مشغولیت فکر با محتویات خودش است، نه به آنچه میگذرد. و محتویات خودش چیزی جز پندارها و تصاویرِ تهی از واقعیت نیست .■ تقسیم زندگی به گذشته ، حال و آینده ساخته ذهن و در نهایت توهمیست . گذشته و آینده شکلهای فکری و انتزاعات ذهنی هستند. گذشته را فقط در حال میتوان به یاد آورد. آنچه به یاد میآوری، رویدادیست که در حال رخ داده و حال را به یاد میآوری. آینده، هنگامی که برسد، حال است ، تنها موردی که همواره وجود دارد ، حال است. ● اکهارت تُله . سکون سخن میگوید

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: دوشنبه 25 دی 1402 ساعت: 19:51

سخنرانی یا مکالمه تلفنیکی از دوستان نویسنده تماس گرفت تا همو ببینیم. بجای قرار ملاقات، هشتاد دقیقه حرف زد . مثلِ یک سخنرانی با تلفن موبایل . مقداری خودتبیینی کرد از خودش و آثارش. هر وقت با بچههای همکار و شاعر گپ میزنم پشت تلفن ، دارند سخنرانی میکنند و توجه هم میخواهند!بدون طعنه میگم. سکوت بینِ حرفها زیباست.کی تخلیه صورت میگیرد. وقتی که چیزی وجود ندارد.قدردانی از سکوت به قدر کافی برای همه نیست .■ گرترود استاینترجمه: علیقنبریتو سال ۲۰۲۳ ، دو اثرِ سینمایی، فیلمهای: Perfect Days و Showing Up ، قدردانی از سکوت را تصویر کردند . یادمان نمیرود

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: دوشنبه 25 دی 1402 ساعت: 19:51

"هما دارابی" همرزم پروانه فروهر ، که برای دخترانی که حکم غیرانسانیِ شلاق در ابتدای انقلاب، میگرفتند، گواهی پزشکی میداد که آنها مشکل روانی دارند تا شلاق نخورند. و امروز "رویا حشمتی" که زیر شلاق سرود میخوانَد.در وبلاگم بیشتر شعر مینویسم اما این روایت رویا حشمتی را باید خانگی کرد . حتا مسلمانها و افراد محجبه مثلِ آذر منصوری و حسین دهباشی، از شلاق خوردن رویا حشمتی انتقاد کردند.روایت رسانهها:رویا حشمتی؛ روایت شلاق بر تن زنی که با دامن و پیراهن قرمز قدم میزدزیر لب میخوندم به نام زن، به نام زندگی، دریده شد لباس بردگی، شب سیاه ما سحر شود، تمام تازیانهها تبر شود...روایت رویا حشمتی از شلاق خوردن برای سرپیچی از حجاب اجباری واکنشهای گستردهای را در ایران برانگیخته است.مازیار طاطایی، وکیل خانم حشمتی، به روزنامه شرق گفته است که او «یک اردیبهشت با حضور شبانه ضابطان در منزلش، بازداشت و تلفن همراه و لپ تاپش هم توقیف شد و ۱۱ روز را در بازداشت گذراند.»به گفته این وکیل دادگستری رویا حشمتی نخست در شعبه ۱۰۹۱ مجتمع قضایی ارشاد به ۱۳ سال و ۹ حبس، پرداخت ۱۱ میلیون و ۲۵۰ هزارتومان جزای نقدی و تحمل ۱۴۸ضربه شلاق محکوم کرده بود، اما پس از اعتراض به این حکم، مجازات یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان جزای نقدی و ۷۴ ضربه شلاق برای او صادر شد.روایت رویا حشمتی از شلاق خوردنش پس از بازنشر از سوی سپیده رشنو، نویسنده مخالف حجاب اجباری، بارها دست به دست شده است.بنا به آنچه رویا حشمتی گفته ماموران امنیتی اصرار داشتهاند که هنگام شلاق زدن روسری بر سرش کنند، اما او همچنان از پذیرش حجاب اجباری سر باز میزند و ضمن تحمل شلاق یکی از سرودهای جنبش «زن، زندگی، آزادی» را میخواند.بسیاری شجاعت خانم حشمتی را ستایش کردهاند.ر

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: سه شنبه 19 دی 1402 ساعت: 19:20

من هم شمعی روشن خواهم کرد
برای پرواز۷۵۲

من به هواپیمایی میاندیشم که تنم را بشکافد
و بازگرداندم به شهابهای غریب و دوردست
در دلم آنگاه هیچ واره گلی میخندد
به خانههای بیشمار مردمان مستقر
■ فریدون رهنما . بند پایانی از دفتر آوازهای رهایی

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: سه شنبه 19 دی 1402 ساعت: 19:20

عابر باشیدیه مثل بودایی هست که میگه قایقی که باهاش از رودخانه گذشتی رو پس از رسیدن به کرانه دیگر رود دیگه با خودت حمل نکن.این منو یاد این عبارت آنگلوس سیلسیوس، عارف آلمانی قرن هفدهمی میندازه که میگه چه سود اگر مسیح هزار بار در بیتلَحِم به دنیا بیاد ولی در تو نه، اینچنین تا ابدالاباد گمگشته میمانی. نمیدونم دقیقا ربط دو عبارت چیه

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: سه شنبه 19 دی 1402 ساعت: 19:20

دستبهدامان شعر اروپایی شد:دریغ از من، گُل از کجا بیاورم که زمستان است، آفتاب کجا و سایهاش بر زمین کجا؟ دیوارها سرد و بیکلام میایستند و پرههای هوا در باد میلرزند.■ سطری از شعر فردریش هولدرلین با نام نیمۀ زندگی که در رمان شبهای بیخوابی ، به این شعر اشاره شده است.مراتب دوست داشتن یک کتاب از روی جلد کتاب آغاز میشود. رُمانی که هم شبیه قطعه موسیقی است و هم شعر . کتابی که بقول " لارنگراف" از هر جایی که بخواهید میتوانید باز کنید و آنرا بخوانید ؛ رمان "همنوایی شبانه ارکستر چوبها" هم همین طور بود. فصل سوم شبهای بیخوابی را با ترجمه فرزانه دوستی میخوانم که به "بیلی هالیدی " خواننده ویرانگر اختصاص دارد . الیزابت هاردویک استاد توصیف است . بعد از شاهکارِ "ما " از یوگنی زامیاتین، این دومین رمانیست که با ساختارِ شعرگونه میخوانم از نشر بیدگل . از فرزانه دوستی بابت ترجمه این کتاب باید تشکر کرد . کتابی که بیش از رُمان، شعر و قطعه موسیقی است . بعد از خواندنِ هایکوها و اشعارِ ژاپنی با ترجمه ع.پاشایی( که طی چند هفته اخیر خواندم)، این کتاب پُر از ارجاعات و جزئیاتِ زندگیست . چه در جنبش و چه در سکوت و سکونی که تصویر میکرد . هنرِ دیدن را داشت. درست مثلِ یک شاعر . همه چیز را به دیدن فراخواندن.■ نیمهی عمرشعری از فردریش هولدرلین ✔️با امرودها، چه زرد، در میاویزدو غرقِ سوریی وحشیدیار به دریاچه، شماای قوهای نازنین،و بوسهمستناغوش میخوریددر آبِ قدسیی هشیار.وای من، زمستان که بیاید،کجا بیابم گُلی،و کجا آفتاب و کجاسایهی خاک؟همه دیوارهاست که میماندبیزبان و سرد: تنهارَفرَفهی بادنماهادر باد.پیوست: شعر بالا از هولدرلین، برگردانِ بیژن الهیست . در حالِ خواندنِ کتاب شبهای بیخوابی، برخوردم

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: سه شنبه 12 دی 1402 ساعت: 22:23

فیلمهای تاثیرگذار مثلِ فیلم "زیستن" از کوروساوا . فیلمی که متعلق به زمانِ حال است . زمانِ جعلی که در آینده هیچگاه نمیآید. زندگی نکردن بنام پسانداز و همه چیز را به آینده موهوم و جعلی سپردن. فیلم "زیستن" به نظرات اکهارت تُله و تاکیدش بر زمانِ حال به عنوانِ تنها زمانِ واقعی ، نزدیکه. این وانهادنِ خود و یککار تاثیرگذار انجام دادن در فیلم " زیستن " هست . مثلِ تاسیس یک پارک عامالمنفعه در همین فیلم زیستن

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: سه شنبه 12 دی 1402 ساعت: 22:23

انسان'>انسان اول انسان است

سودابه در فیلم سیاوش در تختجمشید: انسان اول مال یک کشور، یک دین یا ملت و قومیه!

فرنگیس : انسان اول انسانه ... شما تو قالبهایی که برای خودتون ساختین این قدر بمونین تا کرم بگیرهتون...

■ اول باید بپذیریم شهروند بودن را . شهروند اولیه . انسان بودن . بعد ایرانی بودن . که به عنوان انسان بودن، در ایران حقوقی داریم . این همه ضرر و خسارت برای حقوق اولیه

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: سه شنبه 12 دی 1402 ساعت: 22:23

شش دی روز تولدمکدام جنبش؟زمانی که این شعرو نوشتم شاد بودم .خلا ، تکیدگی ، رانش و شادیآهنها / و چشمانِ اسبهااطاقها و تنها پلک زدنهمه چیز در فضایِ اسمها و اطاقها نیستدر این میان بشکهای که در نزاع رویِ بدن نمیافتدضمایر، همیشه در گلبرگها هستنتا از خود بیرون بیاییم.در دیگران بیایمدر لثه های آدم ها؛ماهیها / ماهیها لثه های آدمادامه دادن در حالتِ ساکنبرپا، برجا- - -امیر قاضی پور

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1402 ساعت: 18:22

شش دی روز تولدمو شاعرِ رهاییامروز شش دی روز تولدم .یکی از دوستان این شعرو یادم انداخت. شعر بله! در به یادآوری استسفر یک سال کوچکتر شد…..تولدت مبارک شاعرِ رهاییتولدت مبارک امیر

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1402 ساعت: 18:22

هفتم دی روز تولد داریوش فروهرمردی مبارز که عاشقِ ایران بود جا دارد حرف توماج صالحی ( خواننده معترض) که گفته بود: حتا یک روز زندان هم حق من نیست را در مورد داریوش فروهر نیز تکرار کنیم . داریوش فروهر، دوازده سال در دورانِ محمدرضا پهلوی زندان کشید و دوسال هم زندانِ جمهوری اسلامی. در دورانِ پهلوی، داریوش فروهر در اعتراض به جدایی بحرین از ایران، دوسال در زندانِ شاه بود .■ یادداشتهای زندان به قلم داریوش فروهرشش دی ۱۳۴۳ : آخرین ساعتهای سیوششمین سال زندگیام میگذرد. تنها دور از همۀ عزیرانم در سلول شماره سه زندان انفرادی قزلقلعه نشستهام . تصمیم گرفتهام بیش از پیش به راستی و پاکی گرایش یابم. از راهی که رفتهام پشیمان نیستم . بدون آزادی زندگی چیز بیهودهای است. و من از این که همه چیز خود را به راه مبارزه بر ضد دیکتاتوری و مبارزه برای آزادی و آبادی ایران نهادهام احساس غرور میکنم. خدایا میهنم را از گزند نیروهای اهریمنی دور بدار . خدایا خانوادهام را، همسر و فرزندم و مادر و مادربزرگم را پاسدار.هفت دی ۱۳۴۳ : سیو هفتمین سال زندگیام آغاز شد. خدایا مرا به راه راست فرست و خانوادهام را از گزند زشتی و پلیدی دور بدار و حزبم را پیروز گردان. امروز نخست دوتن به من شادباش گفتند و دستهگل دادند. سپس مادرم برایم یککتاب و مقداری شیرینی و گل آورد ولی اجازۀ دیدار او را هم ندادند. پرستو نیز یک بسته شکلات داده بود. دکتر نمازی و حزبیها به من شادباش گفتند و شیرینی در زندان پخش کردند. دیگر زندانیان از کنار در انفرادی تولدم را شادباش گفتند. عصر نیز آقای کشاورز صدر به دیدنم آمد. این دومینبار است که روز تولدم خود را در زندان میگذرانم.■ امسال در هفتادسالگی کودتای ۲۸مرداد ۱۳۳۲ بر علیه دولت مل

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1402 ساعت: 18:22

صفحه بندی